بــهـــار دلــــــــ

سـبــزه سـبــز، گـــــرمـه گــــرم، بــــوی زنــدگــی...

بــهـــار دلــــــــ

سـبــزه سـبــز، گـــــرمـه گــــرم، بــــوی زنــدگــی...

بــهـــار دلــــــــ

اینجا یه گوشه ای از ذهنم رو مینویسم..
آدرس کانال تلگرامم رو برمیدارم..
به اندازه کافی اینجا خواننده خاموش داره، نمیخوام این روند داخل کانالمم باشه..
اعضای اونجا دوستانی هستن که اینجا هم فعال بودن و هستن و اکثر اوقات کنارم بودن و من ازشون ممنونم.. توی دنیای واقعی چنین دوستانی ندارم متاسفانه.. از طرفی کانالم، مثل خیلی از کانالها برنامه ریزی شده و با هدف جذب مخاطب زده نشده.. یه فضایی برای منه.. کمی خصوصی تر شاید.‌..

ممنونم که کنارمین...

آخرین مطالب
  • ۰۳/۱۲/۱۹
    238
  • ۰۳/۱۲/۱۴
    235

۶۵

دوشنبه, ۲۲ خرداد ۱۴۰۲، ۰۷:۱۳ ب.ظ

سلام

مدتی بود به یسری موضوعات فکر میکردم و الان تا حدودی تصمیم قطعی رو گرفتم و یسری کارها رو انجام دادم باقی کارها میمونه برای مرداد ماه.. 

امروز دلم میخواد اینا رو بگم بهتون.. 

حالم شبیه ادمیه که انگار اخرین پستیه که داره مینویسه و اگر اینا رو الان ننویسه بعدا پشیمون میشه واسه همین الان براتون مینویسم: 

این اواخر انیمه فرانسوی زبان مغازه خودکشی رو هم بعد از خوندن کتابش نگاه کردم و خیلی حالمو دگرگون کرد و غمگین شدم ولی پایانش برخلاف تصورم بود و شبیه کتاب نبود..  

اگر کتابی رو خونده باشم و ازش فیلم یا انیمه باشه میتونم نگاه کنم ولی اگر فیلم یا انیمه رو قبل از کتاب دیده باشم دیگه کتابو نمیتونم بخونم.. 

سرود کریسمس رو هم وقتی دیدمش انیمه ش رو خیلی دوست داشتم.. اینم دومین کتابیه که هم کتاب و هم انیمه ش رو دیدم.. 

دیگه اینکه فیلم نمایش ترومن ر و هم دیدم و با اینکه خیلی سال قبل دیده بودمش بازم دوستش داشتم و دارم و برام دیدنش تکراری نمیشه و دلم میخواد بازم ببینمش.. 

روباه ۹ دم رو هم یه ده قسمتی رو نگاه کردم و دیگه حوصله م نکشید ببینم سریالش قشنگه اما من کمی این روزا حال و حوصله استفاده از گوشی رو ندارم و از طرفی وقت هم نمیکنم.. 

دیروز صبح بعد از یک سال بلاخره رفتم دانشگاه و بعد از کلی پیاده روی توی دانشگاه به اون بزرگی مدرکمو گرفتم و برگشتم خونه.. 

با مدیرمونم سر موضوعی حرف زدم و در جریان گذاشتمشون و انشاالله از اینجا به بعدش توکل به خدا.. 

تا یک سال اینده امیدوارم همه چی برگرده سرجاش.. 

نظرات (۷)

با توجه به چیزی که گفتین

راستش علاقه مند شدم اون انیمیشن رو ببینم

 

یه کتاب صوتی هم بود که فرانسوی بود

قشنگ بود درباره پدر و دخترهاش ( البته در کل غمگین ولی جالب بود )

الان اسمشو یادم نیست ولی اونم وقتی کتاب صوتیشو گوش کردم علاقه شدم فیلمش رو هم پیدا کردم که اونم فرانسوی بود ، فیلم فرانسوی  خیلی کم دیدم مگه اینکه خیلی معروف باشه

با این حال دونستن افسانه های ملل و یا داستان ها و فیلم هاشون خوبه و عبرت اموز

 

پاسخ:
اونی که من دیدم احتمالا همراه با سانسور بوده بازم نمیدونم.. 
ولی پیشنهاد میدم اگر خواستین ببینیدش زبان اصلیشو ببینید 

چه کتابی؟ 
اسمش یادتون اومد ممنون میشم به منم بگید اون کتابو گوش بدم..
یه کتاب به اسم مردی بع نام اوه هم بود که من خریدمش اما فیلمشو که دیدم دیگه کتابو نخوندم اونم بد نبود خوب بود.. 
فیلم فرانسوی منم کم دیدم خیلی کم.. حتی اسم یادم نمیاد.. 
موافقم باهاتون.. 

راستش اون کتابه رو 

همون مغازه خودکشی

من از تو ایرانصدا شنیدم

 

http://book.iranseda.ir/detailsalbum/?VALID=TRUE&g=184261

 

ولی نمیدونستم انیمیشن هم داره

ممنون که گفتین

 

پاسخ:
سلام
چه عالی😀
پس شنیدینش.. 
لینکو باز کردم تصویر کتاب از انیمیشنش هست.. 
دارم گوش میدمش و خیلی جالبه ها اهنگهاش از خود انیمه س انگار.. انیمیشنش با خود کتاب فرق داشت البته.. توی کتاب خواهرش به کسی علاقمنده اما توی انیمیشن اینجوری نبود.. اخرش هم متفاوت از اخر کتاب بود.. 
خواهش میشه 😊

پشت این جمله که مینویسی دلم نمیخواد کسی منتظر باشه ۲تا برداشت تقریبا مرتبط لازم و ملزوم وجود داره:

۱. اونچه که نوشتی بدرستی خونده نشده یا اصلا دیده نشده یا کمتر دیده شده

۲. نه برای دل خودت در واقع برای دیگرون مینویسی یا برای درددل با دیگرون.

برای اولین مورد واقعا در جاییکه انسانها با نگرشهای متفاوت و دلمشغولیهای زیاد اومدن تو مجاز آباد ارتباطات معمولا توقع دوطرفه ایجاد میکنه. بقول الیشاع برخی افراد وارد ترید کامنت میشن. یا میگن هر دید بازدید میخواد. یا اصلا تو فاز حساب و کتاب نباشن و نظمی در پیدا شدن، سر زدن و کامنت گذاریشون نباشه گاهی مواقع که بیکارن زیاد به وبت سر میزنن و برخی مواقع هم که سرشون جاهای دیگه گرم شده اصلا فراموش میکنن فلانی هم چشم براه هست. برخی مواقع هم از سر رفع تکلیف و ترس از قطع شدن ارتباط با همدیگه کامنتی میگذارن یا کامنت رو تایید میکنن و پاسخ میدن.

 

برای دومین مورد اگر ملاک دیگرونن داشتن وبلاگ و ثبت و ضبط وقایع ضرورتی نداره. میتونی بری داخل وب هر کدوم از دوستا و باهاشون ارتباط برقرار کنی. البته ماهیت نگارش در وبلاگ آفلاین بودن ماجراست و اساسا روزنگاشت محسوب میشه. اگر بخوای وارد مقوله های سریعتر بشی تماس تلفنی، قرار گرفتن در محیطهای چت و کانالهای آنلاین میتونه قدری از درد دلت کم کنه. البته وقتی طرف مقابلت نیست طبیعتا دلشوره و نگرانی میاد سراغت که میزانش بستگی به سطح صمیمیت و وابستگیت داره.

خلاصش اینکه بعد از همه درد دلها برا خودت بنویس تا سبک بشی. اگرم هدفت دیگرونن بعد از هر نگاشتن برو به وب دوستا سر بزن و ببین در چه حالن.

پاسخ:
سلام
هر فردی برداشتی داره.. 
قدیما وبلاگم بازدیدی نداشت و برای خودم مینوشتم و وبلاگا رو خاموش میخوندم برای کسی کامنت نمیگذاشتم چون نمیخواستم تعاملی داشته باشم این یعنی دنبال تبادل کامنت نبودم و هنوزم نیستم.. همینکه فقط تعداد مشخص و محدودی از دوستان اینجا رفت و آمد دارن و کامنت میگذارن فک میکنم نشون دهنده این ارتباط محدود باشه.. اما بزارین اینو بگم که از یه روزی به این ور دوستایی اینجا پیدا کردم که ارتباطم باهاشون فقط همین وبلاگ بوده و هست و اگر اینجا نیام براشون کامنت نگذارم ارتباطم باهاشون قطع میشه.. این دوستا برای من دوستان واقعی ای بودن که منو بیشتر از هر فرد دیگه ای میشناسن.. من اگر تصمیم بگیرم مدتی مشخص اینجا نیام بهشون اطلاع میدم.. اگر آطلاع ندم هی بیان و برن این یعنی چشم انتظار بودن و از طرفی خودم چون ۴ سال چشم انتظاری رو چشیدم دلم نمیخواد این دوستا بیان اینجا سر بزنن به این امید که من مینویسم.. نمیتونم احساساتشون رو نادیده بگیرم و بی تفاوت از کنارشون رد بشم.. چون دوستای واقعیمن... درکشون میکنم و خودمم اگر نباشن نگرانشون میشم.. 
اره از اینکه این دوستا رو از دست بدم و ارتباطم باهاشون کامل قطع بشه ناراحت میشم چون دوستایی مثل این دوستا در کنارم توی شهر خودم ندارم هیچ کسی هم جاشون رو برای من پر نمیکنه.. برام واقعا ارزشمندن.. این ادما هم واقعین.. 
شما ممکنه بگین خب چرا توی وبلاگ ارتباطتون رو ادامه میدین چرا به گفتگوی تلفنی و یا چت ختم نمیشه.. این بستگی به شرایط اون فرد و زندگی شخصی اون فرد داره..
یکی شبکه های اجتماعی ممکنه استفاده نکنه، یکی ممکنه دوست نداشته باشه بیشتر از توی وبلاگ ازش بدونم، یکی به قول شما ممکنه وقت های بیکاریشو بخواد بیاد به وبلاگ سر بزنه و به کارهای خودش برسه و زمانش رو بهتر مدیریت کنه چون نمیتونه آنی در دسترس باشه بنا به شرایط کاری و زندگیش.. بهتره شرایط هم رو درک کنیم و اگر راه ارتباطی مون این وبلاگ بوده بهتره همینم باشه.. به شرایط فرهنگی و خانوادگی فردم برمیگرده... 

من اینجا برای درد و دل کردن نمینویسم فقط گاهی چیزی رو که فک میکنم حس خوبی ازش گرفتم و ممکنه به بقیه هم همون حس منتقل بشه اینجا مینویسم.. گاهی چیزهایی رو مینویسم که فک میکنم در آینده که برگردم بخونمشون بهم یاداوری میکنه چه ایامی رو گذروندم و چقدر تغییر کردم.. 
ممنونم🌹

به به چه همه فیلم و سریال انیمیشین دیدی.

آخرین چیزلیی که دیدم و همچنان می بینم پت و مت، پلنگ صورتی، تام و جری، ملوان زبل هست. چه کنم دیگه وسعم بیشتر ازینا نیست.

راستی بعنوان تجربه نگو شاید این آخرین پستم باشه. تا هر وقتی حال کردی بنویس. هر وقتم حوصله نداشتی ننویس

پاسخ:
ممنونم🙂
اینام قشنگن یاد بچگیهام افتادم.. بهترین برنامه ها هم هستن.. 

چشم.. منکه از اینجا برو نیستم مینویسم همچنان ولی دلیل اینکه چرا این حرفو میزنم اینه که نمیخوام کسی منتظر و چشم به راه باشه که کی من مینویسم و چشم انتظار بمونه.. ولی حرف شما منطقی و درسته.. 

تبریک میگم 🙂 خوشحالم که موفق شدی مدرکت رو بگیری 🌱

 

عجب 😅 واقعا دقت نکردم که هر سری دارم همینو میگم. مرسی بابت معرفی کتابها و انیمه ها. 🙂

 

 

پاسخ:
ممنونم🌱
گاهی نیاز به یاداوری هست🙂 
سلامت و شاد باشی دوست من 🌱

سلام

انشالله که موفق باشین

 

---------

مغازه خودکشی ، انیمیشن داره؟

 

پاسخ:
سلام
ممنونم امید به خدا..

اره انیمیشن داره که فرانسوی زبان هست و موزیکال.. 

راستش رو بخوای اهل تماشای انیمه نیستم 🙂

جالب‌تر اینکه واقعا یادم نمیاد آخرین رمانی که خوندم مربوط به چه زمانی بوده؛ این چند ماه اخیر سرم شلوغه و مشغول تغییرات زندگیم هستم. حتی به ضروریجات هم نمیرسم گاهی 🙂

ولی به نظر میاد کتابها و انیمه های جالبی باشن.

امیدوارم کار مربوط به دانشگاه هم عالی پیش بره و همه چیز همون طور که انتظار داری به خوبی انجام بشه. 🌱

پاسخ:
جالبه ها، اینو توی اغلب کامنتهایی که روی پستهای مربوط به فیلم و سریالام مینویسم میگی😀
چقدر عالیه.. اینکه درگیر تغییرات زندگیت هستی یه نکته مثبت و رو به رشده و امیدوارم مثبت و خیر باشه برات.. و تا باشه از این شلوغی های خوب باشه.. 
اره بنظر من کتابهاشون جالب بود اما مثلا مغازه خودکشی شاید مورد علاقه تون نباشه.. بازم نمیدونم چجور رمانهایی دوست دارین ولی قبلا هم راجع به مغازه خودکشی توی اون یکی وبم پست نوشته بودم ولی سرود کریسمس رو صوتی شنیدم و خیلی از این کتاب صوتی نمایشی خوشم امد در حالی که انیمه اون موزیکال بود انیمه مغازه خودکشی هم موزیکال بود .‌ 
بله خدا رو شکر خوب پیش رفت و موفق شدم مدرکم رو بگیرم بعده این همه سال😀ممنونم ازت🌸

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">