بــهـــار دلــــــــ

سـبــزه سـبــز، گـــــرمـه گــــرم، بــــوی زنــدگــی...

بــهـــار دلــــــــ

سـبــزه سـبــز، گـــــرمـه گــــرم، بــــوی زنــدگــی...

بــهـــار دلــــــــ

اینجا یه گوشه ای از ذهنم رو مینویسم..
آدرس کانال تلگرامم رو برمیدارم..
به اندازه کافی اینجا خواننده خاموش داره، نمیخوام این روند داخل کانالمم باشه..
اعضای اونجا دوستانی هستن که اینجا هم فعال بودن و هستن و اکثر اوقات کنارم بودن و من ازشون ممنونم.. توی دنیای واقعی چنین دوستانی ندارم متاسفانه.. از طرفی کانالم، مثل خیلی از کانالها برنامه ریزی شده و با هدف جذب مخاطب زده نشده.. یه فضایی برای منه.. کمی خصوصی تر شاید.‌..

ممنونم که کنارمین...

آخرین مطالب
  • ۰۳/۱۲/۱۹
    238
  • ۰۳/۱۲/۱۴
    235

۱۵ مطلب در فروردين ۱۴۰۲ ثبت شده است

۴۳

پنجشنبه, ۱۰ فروردين ۱۴۰۲، ۰۲:۰۱ ق.ظ

×در همین لحظه بارون تند و قشنگی داره میاد که من از دیدنش محرومم...

 

+برای اولین بار نسبت به تولد نوزاد بی تفاوت م و حس خاصی ندارم شاید برای اینکه بعده ۱۱ سال دارم دوباره خاله میشم... :/ 

نمیدونم به هر حال حس مزخرفیه فعلا... 

 

بعدا نوشت: اینو یادم رفته بود الان یادم اومد... یکی دو ماه قبل رفته بودم لباس نوزاد بخرم که البته نخریدم.. ولی دست زدن به لباسای نوزاد حس خوب و قشنگی داشت:) 

 

+ یسری برنامه ها توی ذهنم ریختم و دارم کم کم انجامشون میدم..

مثلا یسری انیمه و فیلمه توی گوشیم که دانلود کردم و تا پایان اردیبهشت میخوام ببینمشون.. 

یا مثلا کتابایی که میخوام بخونم فعلا مشخصن و هر وقت تمام بشن کتاب جدید میخرم..

فعلا بادام، کتابخانه نیمه شب، ماه پنهان است و هبوط رو دارم که دست میگیرم و میخونم و صوتی ملت عشق، همه چیز درباره زنان، چهار اثر از فلورانس، اینارو هم میشنوم و بعد فقط میخوام کتاب بخرم دست بگیرم تا از گوشی و فضای مجازی دور بمونم و کمی هم از این زندانی که توی ذهنم ساختم فاصله بگیرم و یکم شرایط تغییر کنه... 

راستش این روزا اصلا حال و حوصله دیدن فیلم و سریال ندارم ولی فعلا برای خودم تا اردیبهشت برای ۴ تا انیمه و ۲ تا فیلم وقت گذاشتم .. ولی خودم رو مجبور به دیدنشون نمیکنم.. حال و حوصله دیدن فیلم و سریال ندارم.. 

بعده تعطیلات اول باید بفکر دندونم باشم.. همین که دکترا بیان میرم دندون پزشک برای عصب کشی و پر کردن دندونم حرف میزنم ببینم چقدر میفته... 🤔

دانشگاه هم باید برم... 

 

تازه فهمیدم اینجا چه مدلی کامنتا رو ببندم.. سیستمش هنوز پیچیده س.. 

عکس و اهنگ گذاشتن و اینام سخته... 😕

۴۲

يكشنبه, ۶ فروردين ۱۴۰۲، ۰۱:۲۷ ب.ظ

الان یچیزی متوجه شدم:/ 

بیان ساعتش رفته جلو.. 

پستها ساعت ارسالشون یک ساعت بعد هست.. الان ساعت ۱۳:۲۶ دقیقه س که این نوشته رو پست میکنم احتمالا ساعتش ۱۴:۲۶ خورده..

 

چه کشف بزرگی😁

۴۱

يكشنبه, ۶ فروردين ۱۴۰۲، ۰۱:۰۴ ب.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۰۶ فروردين ۰۲ ، ۱۳:۰۴

۴۰

شنبه, ۵ فروردين ۱۴۰۲، ۰۱:۰۳ ب.ظ

میگفت: 

دوست داشتم لب دریا برمو چادر بزنم و توی تاریکی شب به اسمون زل بزنم و ماه رو نگاه کنم و به صدای امواج دریا گوش بدم و اتیش روشن کنم و در حالی که سیب زمینی رو توی آلومینیوم پیچیدم و گذاشتم روی اتیش تا بپزه یه اهنگ بی کلام ملایمم پخش کنم و از این تنهایی و آرامش لذت ببرم😍 

 

همین دقیقا برآورده نشد اما یه سفر دسته جمعی رفتم که لب دریا چادر زدیم و شب خوابیدم و ساعتای ۴ صبح با صدای موجای دریا و پرنده ها بیدار شدم و از اون لحظه ها فیلم گرفتم و کلی لذت بردم..‌ 

 

+چابهار.. تیس/طیس... 

× دلم میخواد زودتر خوب بشم و اون ویدیوها رو اپلود کنم تا بقیه م ببینن.. همه توی لپ تاپه..‌ 

+ تا چند ماه اینده با لپتاپ کار نمیکنم .. اما این پستهایی ویدیویی یادم نمیره.. بعدا ویدیوها رو با لینک به این پستها میزارم حتما... 

× تنهایی و تنها بودن و تنها موندن گاهی لذت بخشه.. 

ادم از به جایی با داشتن غمهای بی غمخوار به این نتیجه میرسه تنهاست و تنهایی بهتره و نسبت به همه بی تفاوت میشه منزوی شاید بشه اما از این تنهایی و بی دغدغه بودن ارامش داره.. دیگه به کسی محتاج نیست که بغلش کنه ارومش کنه درکش کنه.. 

+ آرزوی تیک خورده✔

× سنجاق شود به دلخوشی های زندگی من

۳۹

پنجشنبه, ۳ فروردين ۱۴۰۲، ۰۳:۱۹ ب.ظ

اینم از شروع سال ۱۴۰۲ من:/ 

۲۹ اسفند دستام و بدنم پر از کهیر یا ابله شد که نهایتا دو ساعت قبلاز تحویل سال با خوردن سیتریزین خوب شدم.. 

باز امروز دوباره همین مدلی شدم .. نمیدونم به چی حساسیت دارم اخه..

هیچی توی خونه و خورد و خوراکم تغییر نکرده جز سبزه که نارنج گرفتیم و هر چی فکر میکنم احتمالا واسه خاطر همونه.. تنها وجه اشتراک این حساسیت من دست زدن به گلدون نارنج و اب دادنشه.. 

خارشی که داره وحشتناکه.. کف دستام قشنگ ورم کرده بود با سیتریزین میخوابه.. 

 

خدا کنه تا اخر سال به بیماری نگذره... 

 

 

+ عامل حساسیت: ویجیت سیلیکونی بود..